جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

935

تحفة الملوك ( فارسى )

استثقال دولهم و ترك استبطاء انقطاع مدّتهم . و بايد كه باشد برگزيده‌ترين سركردگان لشكر تو كسى كه مواسات نمايد با ايشان در مؤونت خود و افضال نمايد بر ايشان از توانگرى خود به طورى كه وسعت به ايشان بدهد و وسعت به هركس كه از عقب ايشان است ، از بازماندگان اهل و عيال ايشان ، ايضا بدهد تا آن‌كه بوده باشد همّ و قصد ايشان ، و قصد واحدى در جهاد نمودن با عدو . به درستى كه شفقت و ميل تو بر ايشان مايل مىگرداند دل‌هاى ايشان را بر تو . و به درستى كه بهتر چيزى كه موجب روشنى چشم واليان مىگردد مستقيم شدن عدل است در بلاد و ظاهر شدن دوستى رعيّت . و به درستى كه ظاهر نمىگردد دوستى ايشان مگر به سلامت سينه‌هاى ايشان از بغض و كينه ، و درست نمىشود نصيحت ايشان مگر به حمايت نمودن ايشان بر واليان امور ايشان و گران نشمردن دولت‌هاى واليان و دير نديدن منقطع شدن مدت دولت واليان . فافسح فى آمالهم و و اصل فى حسن الثّناء عليهم و تعديد ما أبلى ذو و البلاء منهم ، فإنّ كثرة الذّكر لحسن أفعالهم تهزّ الشّجاع و تحرّض النّاكل إن شاء اللّه . ثمّ اعرف لكلّ امرء منهم ما أبلى ، و لا تضمّنّ بلاء امرء إلى غيره ، و لا تقصّرنّ به دون غاية بلائه و لا يدعونّك شرف امرء إلى أن تعظم من بلائه ما كان صغيرا و لا ضعة امرء إلى ان تستصغر من بلائه ما كان عظيما . پس فراخى ده در آرزوهاى ايشان و اتصال بده در ثناگويى بر ايشان و شمردن سعى و رنجى كه برده است و كشيده‌اس صاحبان سعى و رنج از ايشان ؛ به جهت آن‌كه بسيارى ذكر نمودن مر كارهاى خوب ايشان را به حركت درمىآيد دلير و شتابنده را و تحريص مىنمايد پس رونده را ان شاء اللّه تعالى . بعد از آن ، بشناس از براى هريك از ايشان رنجى را كه كشيده است ، و نسبت مده سعى و تعب كسى را به سوى غيره ، و به ناقص و قاصر مگردان حق او را كمتر از حد سعى و تعب او . و بايد كه واندارد او را شرافت يكى از آن‌ها به اين‌كه بزرگ بشمارى و سعى [ اى ] كه از او سر زده است و كوچك بوده است و نه پستى يكى از آن‌ها كه كوچك بشمارى رنج و سعى [ اى ] كه از او سر زده است و بزرگ بوده است . و اردد إلى اللّه و رسوله ما يضلعك من الخطوب و يشتبه عليك من الأمور ؛ فقد قال اللّه لقوم